| ساير صفحات: [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] |
کاتگوری:
کارآفرینی
روزي زني روستايي که هرگز حرف دلنشيني از همسرش نشنيده بود، بيمار شد.
شوهر او که راننده موتور سيکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى کرد، براى اولين بار همسرش را سوار موتورسيکلت خود کرد.
زن با احتياط سوار موتور شد و از دست پاچگي و خجالت نميدانست دستهايش را کجا بگذارد، که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن.
زن پرسيد: چه کار کنم؟ و وقتي متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد.
کاتگوری:
داستان
نمي دانم دلم گم شده يا اوني که دل به او سپردم!
نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.
نمي دانم اعتماد بي جا کردم يا بي جا به من اعتماد کردند.
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
کاتگوری:
زندگی
کاتگوری:
شعر
پادشاه بزرگ یونان، اسکندر، پس از تسخیر کردن حکومت های پادشاهی بسیار، در حال بازگشت به وطن خود بود. در بین راه، بیمار شد و به مدت چند ماه بستری گردید. با نزدیک شدن مرگ، اسکندر دریافت که چقدر پیروزی هایش، سپاه بزرگش، شمشیر تیزش و همه ی ثروتش بی فایده بوده است. او فرماندهان ارتش را فرا خواند و گفت:
کاتگوری:
داستان
داستان های کوتاه و خواندنی
اول :
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت
کاتگوری:
داستان
این دیوانگیست ...
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم

کاتگوری:
زندگی
ماجرای روز ولنتاین و نامزدهای جوان
از اونجا که سخنان بسیار زیاد و متعددی درباره روز ولنتاین وجود داره میشه گفت حقیقت روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید شده است. تعجبی ندارد اگر در قرون وسطی ولنتاین یکی از محبوبترین قدیسه ها بین مردم انگلستان و فرانسه بوده باشد.
ولنتاین كشیشی بود كه یك روز در دنیا رو...
کاتگوری:
زندگی
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم
شوق دیدار تو ابریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
" فریدون مشیری"
باد خنک از حسار میله های پنجره اتاق به نرمی به صورت غمناک تنها ، که حکایت ...
کاتگوری:
زندگی
سالگرد ازدواج
1) زن :عزيزم اميد وارم هميشه عاشق بمانيم وشمع زندگيمان نوراني باشد.
2) مرد: عزيزم کي نوبت کيک مي شه؟
*****
روز زن
کاتگوری:
زندگی

نتايج نظر سنجی:
آنلاين:
0 کاربر و 121 مهمان